تبليغاتX
یاران سفیانی را بشناسیم
بررسی وقایع وعلایم قبل از ظهور
1- اسلام به کمک نیازدارد!

 

اولین کسی که تا پای جان درکنار پیامبر ایستاده واز پیامبر حمایت می کند اولین مردمسلمان علی بن ابی طالب است

ابو سفیان تا آخرین لحظه ایمان نمی آورد و تنها لفظی که دلالت بر ایمان اوست پاسخ به رسول الله است که آیا به خدای یگانه ایمان می آوری می گوید اگر کاری از خدایان من بر می آمد الآن موقعش بود


2-اسلام در اوج قدرت است

 

صحابه جان بر کف در پیروی از رسول الله هیچ مضایقه ای ندارند و همین امر موجب پیشرفت سریع اسلام شده

اسلام به سرعت در قلوب رسوخ می کند اما در همین اثنا عده ای دنبال کسب قدرت و وجاهت دروغین هستند

حتی بعضی افراد در کمین فرصتها برای همراهی رسول الله  او را همراهی می کنند و آن را تنها افتخار خود می دانند


3- سال آخر زندگی رسول الله

 

مانع تراشی برای وصیت رسول الله تجمع برای جانشینی !رسول الله 

 هنوز رسول الله در بستر مرگ است و برخی صحابی و اهلبیت دور جنازه پیامبر به شیون نشسته اندو در تدارک غسل وکفن و دفن هستند

افرادی حق انتخاب جانشین را از پیامبر سلب کردند!!!


4-روزهای نخست غربت اهلبیت

 

اهلبیت رسول الله از ارث محروم می شوند -جانشین پیامبر با اهلبیت برخورد میکند

اولین یاران پیامبر دستگیر میشوند


5-جانشینان پیامبر

 

خلیفه اول که در شورای سقیفه زمانی که جنازه پیامبر هنوز روی زمین بود منتخب چند نفر از مهاجر و انصار به علت قرابت !!!با رسول الله می شود خود جانشینش را انتخاب می کند!!!! خلیفه دوم نیز خلافت را بین شش نفر!!! به نوعی به ارث می گذارد که مشخص است چه کسی منتخب می شود در تمام این مدت پسر ابی سفیان حاکم شام است


6-خلافت علی بن ابی طالب

 

بالاخره پس از سالیانی دراز از آنجا که عثمان فرصتی برای تعیین جانشین نداشته مردم علی زا برای خلافت انتخاب می کنند

اما از آنجا که روش حکومت علی بن ابی طالب با خلفای پیشین کاملا متفاوت بود و حاضر نبود افرادی چون فرزند ابوسفیان بر مردم مسلط باشند درطول 5سال با 3 جنگ روبرو می شودو عاقبت پسر هندجگرخوار(که سالها سلطنت شام را داشته با عنوان خال المومنین و امیرالمومنین)   بر اوضاع مسلط میشود


7-یزید جانشین پیامبر میشود

 

تا اینکه معاویه نیز جانشین خود را انتخاب می کند( البته تمام این مسائل با جنگ و خونریزی و معاهداتی که بدانها عمل نشده همراه بوده) یزید فردی شرابخوار و میمون باز و زنباره بود و علنا به فسق و فجور می پرداخت

در اینجا  بر حسین بن علی تنها جانشین واقعی پیامبر و سبط رسول الله که در دامان پیامبر پرورش یافته لازم است که سکوت نکند  و  بدین سان پس از 50 سال از فوت پیامبر فرزند رسول الله وکشته میشود -اموالش غارت میشود و خاندانش به اسارت می روند


8- تا

 

راه برای حکومت بنی امیه و مروانیان و بنی عباس و .... باز شود


9-اما

 

خونخواهان حسین در تمامی تاریخ خاموش نبوده اند و در این راه هزاران شهید دادند با وهابیون و امثال آنها جنگیدند  تا نام رسول الله و اهلبیت را زنده نکهدارند


10- و

 

روزی خواهد رسید که پرچم حکومت عدالت گستر مهدی بر سراسر گیتی سایه بگستراند

                                                                   انشالله

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 9:41  توسط منتظر | 
 

فلانی چرا فوت کرد؟

این سئوالی است که هر کسی بلادرنگ پس از شنیدن فوت کسی میشنود

حتی اگر آن مرحوم پیر مرد یا پیر زنی سالخورده باشد

این سئوال حکایت از آن دارد که هیچ مرگی بدون علت نمیباشد و پیری عامل مرگ نمی باشد

هیچ یک از معصومین به مرگ طبیعی از دنیا نرفته اند

چرا که به راز آفرینش کاملا آگاه بوده و آن را به کار می بستند

لذا اگر کسی تمام قوانین طبیعت را اجرا کند دلیلی برای فوت نمی یابد

در هر کشور و در هر زمانی میانگین سنی افراد متغیر است آن بخاطر فرهنگ زندگی آنان است

در کشورهای شرقی که مسائل بهداشتی و اخلاقی و ...را بیشتر رعایت می کنند حتی کشورهای  فقیر وگرسنه میانگین سنی بالایی را دارند

آیا حداکثر سن یک فرد چند سال است؟

۶۰ یا ۷۰ یا ۱۰۰ یا بیشتر ۱۴۰ - ۱۶۰ آمارهای سنی بالاتر از اینها هم مشاهده شده .....

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 14:25  توسط منتظر | 
این مطلبی که می نویسم از جایی نخوندم اما معتقدم درست باشه شما نظر بدهید درست فکر کردم یا اشتباه

اصول دین پنج است و در مقابلش هم پنج عید داریم

توحید  

اعتقاد به اینکه خدا  یکتاست و عبادت مخصوص اوست 

 (عید قربان  )نمود آن است

نبوت

اعتقاد به اینکه خداوند رسولانی را برای ما فرستاده

 (عید مبعث) نمود آن است

عدل

اعتقاد به اینکه خد  عادل است و ظلم وستم روا نمیدارد

 (عید نیمه شعبان ) نمود آن است 

امامت

اعتقاد به اینکه خداوند برای راهنمایی مسلمین امامانی را انتخاب نموده

(عید غدیر خم) نمود آن است

معاد

اعتقاد به اینکه انسانها پاداش اعمال خود را در دنیایی دیگر خواهند دید

(عید فطر) نمود آن است

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 16:20  توسط منتظر | 
از وقتی کوچیک بودیم و دبستان میرفتیم به ما می گفتند  اصول دین ۵ تا است که اینها را باید قبول کنیم تا مسلمون باشیم

اگر اینها را قبول کردیم ومعتقد شدیم به این ۵ تا  مسلمان میشویم و برما فروع دین واجب میشه 

 فروع دین . نماز .روزه . خمس . زکات . جهاد . حج .امربه معروف .نهی ازمنکر . تولی .تبری   تعبدی است و موظفی انجام بدی  

اما تا به حال در خصوص اینها فکرکردی یا همانی که از بچگی شنیدی همان را پذیرفتی


اصول دین ۵ تاست

۱- توحید (لا اله الا الله)

توحید یعنی این که ما خداوند را به وحدانیت  بپذیریم  شریکی و همتایی ندارد  نیاز به جا ومکان و خواب وخوراک و... ندارد           او بی نیاز و ما نیازمندیم وتنها از او استعانت ویاری میجوئیم

در این خصوص بین شیعه وسنی فرقی نیست  منتها بعضی از فرق تسنن خدا را دارای جسم و در نتیجه نیازمند مکان میدانند

 


۲- نبوت ( محمد رسول الله)

نبوت یعنی اینکه ما معتقدیم خداوند برای هدایت ما راهنمایانی فرستاده و آخرین آنها خاتم النبیین محمد رسول الله(ص) می باشد ایشان علاوه بر نبوت مامور به تشکیل حکومت و رهبری امت اسلام را نیز به عهده داشتند

در این خصوص نیز بین شیعه و سنی فرقی نیست منتها بعضی از  فرق اهل تسنن ایشان را معصوم نمی دانند و برای ایشان اشتباهاتی را نقل نموده اند(نعوذ بالله)


۳- عدل

عدالت یعنی اینکه ما معتقدیم که خداوند  به احدالناسی ظلم وستم روا نمیدارد و آنچه انسان بدست می آورد حاصل اعمال خودش می باشد

این اصل را تنها شیعه پذیرفته و اهل تسنن آن را نپذیرفته


۴-امامت

امامت یعنی اینکه خداوند برای هدایت و رهبری جامعه مسلمین پیشوایانی را گمارده است این امامان  حضرت علی(ع) و ۱۱ فرزند ایشان هستند و آخرین امام حضرت مهدی(عج) هم اکنون از نظرها پنهان است

این مطلب را گرچه تنها شیعیان پذیرفته اند لیکن احادیثی را اهل تسنن در این خصوص روایت کرده اند و بین اهل تسنن در خصوص اختلافاتی میباشد

 


۵- معاد

معاد یعنی اینکه  ما معتقدیم  جهانی غیر از این جهان هست و پس از مرگ ما به دنیایی دیگر کوچ می کنیم   مرگ به معنای نیستی و نابودی مطلق نمیباشد و همانطوری که با تولد ماذ روح در جسم ما دمیده شد با مرگ ما این روح در قالب دیگری حلول میکند ودر روز حشر به دوزخ یا بهشت خواهیم رفت

اکثر  شیعیان به معاد جسمانی معتقد هستند ولی اهل تسنن معاد را جسمانی نمیدانند

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 15:47  توسط منتظر | 



ایرانیان پرچمداران قیام قائم آل محمد (عج)



كليه منابع روايى شيعه و سنى، پيرامون حضرت مهدى، عليه السلام، اتفاق نظر دارند كه آن بزرگوار بعد از نهضتى مقدماتى كه برايش به وجود مى آيد، ظهور مى كند... و ياران درفشهايى سياه، ايرانى اند كه زمينه ساز حكومت آن حضرت و آماده كننده مقدمات فرمانروايى وى مى شوند. در اين روايات، اتفاق است كه دو شخصيت وعده داده شده، سيد خراسانى و يا هاشمى خراسانى و ياور او شعيب بن صالح هر دو ايرانى هستند... تا پايان رواياتى كه مربوط به آنان در منابع شيعه و سنى آمده است.

اما منابع حديث شيعه علاوه بر ايرانيان، افراد ديگرى را به عنوان زمينه سازان ظهور حضرت مهدى، عليه السلام، به نام يمنيها ذكر نموده است، چنانكه روايات بى شمارى در منابع شيعه وجود دارد كه بطور عموم دلالت دارد كه قبل از ظهور آن حضرت، حكومت و يا نيرو و يا نهضتى مبارز و انتقام گيرنده برپا خواهد شد... مانند اين روايتى كه مى گويد: «او مى آيد و براى خداوند، شمشيرى است از نيام كشيده شده » البته اگر چنين روايتى وجود داشته باشد. چه اينكه صاحب كتاب «يوم الخلاص » آن را با ذكر پنج منبع نقل كرده است كه من اين روايت را در اين منابع نيافتم، همچنين موارد متعدد ديگرى كه براى آنها هم منابعى را ذكر نموده است! خداوند به ما دقت و امانت در نقل روايات را عنايت فرمايد... و مانند روايت ابان بن تغلب از امام صادق، عليه السلام، كه گفت شنيدم، حضرت مى فرمود:

هنگاميكه درفش حق برافراشته مى گردد شرقيها و غربيها آن را لعن و نفرين مى كنند! آيا مى دانى براى چه؟ عرض كردم خير. حضرت فرمود: براى آنچه را كه مردم با آن روبرو مى شوند از اهل بيت و فرزندان آن حضرت پيش از ظهور وى. (1)

اين روايت دلالت دارد كه اهل بيت آن حضرت، از بنى هاشم اند و پيروان وى، غرب و شرق را خشمگين و ناراحت كرده اند، آنها (دشمنان) زمانيكه با نهضت ظهور حضرت مهدى، عليه السلام، روبرو مى شوند براى آنان مصيبتى بس بزرگ است كه در اثر آن اعصابشان را از دست مى دهند و روايتى كه قبلا از روضه كافى در تفسير آيه شريفه «بعثنا عليكم عبادا لنا اولى باس شديد» از امام صادق، عليه السلام، نقل شد حضرت فرمودند:

گروهى را كه خداوند پيش از ظهور قائم برمى انگيزد، هيچ دشمنى را از آل پيامبر، صلى الله عليه وآله، فرا نمى خوانند مگر اينكه او را به قتل مى رسانند.

و ساير رواياتى كه دلالت دارد، مهيا شدن مقدمه و زمينه براى ظهور آن حضرت، با نيروى نظامى و تبليغاتى جهانى است و چنانكه در برخى روايات آمده است به گونه اى است كه «نام او سر زبانهاست ».

بنابراين، روايات مربوط به مقدمات ظهور، به سه دسته تقسيم مى شود:

الف - روايات مربوط به روى كار آمدن ياران درفشهاى سياه كه شيعه و سنى بر آن اتفاق دارند.

ب - روايات مربوط به حكومت يمنى كه فقط در منابع شيعه وارد شده است، البته شبيه اين روايات، احاديثى در برخى از منابع اهل سنت مبنى بر ظاهر شدن يمنى پس از ظهور حضرت مهدى، عليه السلام.

ج - رواياتى كه حاكى از ظاهر شدن و روى كار آمدن زمينه سازان ظهور آن بزرگوار است، بى آنكه آنها را مشخص نمايد... اما بزودى متوجه خواهيد شد كه اين روايات بطور عموم دلالت بر ياران ايرانى و يمنى آن حضرت دارد كه زمينه ساز حكومت وى هستند
.

اما روايات، زمان روى كار آمدن حكومت يمنيها را مشخص نموده است كه در همان سال ظهور حضرت و همزمان با خروج سفيانى از سرزمين شام و يا نزديك خروج سفيانى كه دشمن و مخالف حضرت است، مى باشد.

اما حكومت زمينه سازان ايرانى، به دو مرحله مشخص تقسيم مى شود:

مرحله اول، آغاز نهضت آنان به وسيله مردى از قم، كسى كه حركتش سرآغاز امر ظهور حضرت مهدى، عليه السلام، است، چه اينكه روايات گوياى اين است كه «آغاز نهضت آن حضرت از ناحيه مشرق زمين است ».

مرحله دوم، ظاهر شدن دو شخصيت مورد نظر، در بين آنان به نام سيد خراسانى و فرمانده نيروهاى آن حضرت و جوان گندمگونى كه نام وى در روايات، شعيب بن صالح ضبط شده است.

چنانكه مى توان، نقش ايرانيان زمينه ساز را با توجه به پيشامدها و حوادثى كه ذكر آنها در اخبار آمده است نيز، به چهار مرحله تقسيم نمود:

مرحله اول: از آغاز نهضت توسط مردى از قم تا ورودشان در جنگ.

مرحله دوم: داخل شدن در جنگى طولانى، تا اينكه خواسته هاى خويش را بر دشمن تحميل كنند.

مرحله سوم
: رد كردن خواسته هاى نخستين خود كه اعلام كرده بودند و به پا داشتن قيام همه جانبه آنان.

مرحله چهارم: سپردن پرچم اسلام به دست تواناى حضرت مهدى، عليه السلام، و شركت جستن آنها در نهضت مقدس آن حضرت.

در برخى از روايات، آمده است كه ظاهر شدن خراسانى و شعيب در اثناى جنگ ايرانيان به وقوع مى پيوندد، به گونه اى كه آنها با توجه به طولانى شدن نبردشان با دشمن، خودشان سيد خراسانى را به عنوان سرپرستى امور اجتماعى و سياسى خود برمى گزينند گرچه وى از پذيرفتن اين منصب خرسند نيست، اما آنها او را سرپرست خود قرار مى دهند، سپس سيد خراسانى، شعيب بن صالح را به فرماندهى نيروهاى مسلح خويش برمى گزيند.

در تعدادى از روايات، زمان آخرين مرحله زمينه سازى آنان كه متصل به ظهور حضرت مهدى، عليه السلام، است مشخص گرديده كه شش سال خواهد بود. اين برهه، مرحله شعيب و خراسانى است، از محمدبن حنفيه نقل شده است كه فرمود:

درفشهاى سياهى از بنى عباس و پس از آن درفشهاى سياه ديگرى از خراسان خروج مى كنند كه حاملان آنها كلاه سياه و لباس سفيد بر تن دارند، پيشاپيش آنان مردى است كه وى را صالح بن شعيب و يا شعيب بن صالح مى نامند او از قبيله بنى يمنم است آنان نيروهاى سفيانى را شكست داده و در بيت المقدس فرود مى آيند تا مقدمه حكومت حضرت مهدى، عليه السلام، را فراهم آورند، تعداد سيصد تن ديگر از شام به او مى پيوندند، فاصله خروج او تا تقديم زمام امور به حضرت مهدى، عليه السلام، هفتاد و دو ماه مى باشد. (2)

در مقابل اين احاديث، روايات ديگر است كه مى گويد، ظاهر شدن خراسانى و شعيب، مقارن و همزمان، ظاهر شدن يمنى و سفيانى است از امام صادق، عليه السلام، روايت شده است كه فرمود:

خروج خراسانى و سفيانى و يمنى در يك سال و يك ماه و يك روز واقع مى شود، درفش يمنى در بين اين پرچمها از همه هدايت گر است، زيرا وى مردم را به حق دعوت مى كند. (3)

و از امام باقر، عليه السلام، منقول است كه فرمود:

خروج سفيانى و يمنى در يك سال و يك ماه و يك روز است مانند نظم و ترتيب دانه هاى تسبيح كه يكى بعد از ديگرى است. جنگ از هر طرف روى مى آورد. واى بر كسانى كه در مقابل آنان بايستند در ميان آن درفشها، پرچم يمنى هدايت گرتر است، آن درفش حق است و شما را به سوى صاحبتان (مهدى، عليه السلام) دعوت مى كند. (4)

ظاهرا، مراد از خروج اين سه نفر به ترتيب، مانند دانه هاى تسبيح، با اينكه در يك روز واقع مى شود اين است كه انگيزه هاى خروج آنها با يكديگر ارتباط سياسى دارد. البته آغاز خروج آنان در يك روز است، اما ترتيب جنبش آنان و استحكام امورشان مانند مهره هاى تسبيح، يكى پس از ديگرى واقع مى شود.

به علاوه روايت هفتاد و دو ماه اگرچه قابل قبول است. چون به طرق زيادى از محمد بن حنفيه نقل شده است. روايات، گوياى اين است كه وى داراى نوشته اى از پدر بزرگوارش حضرت على، عليه السلام، بوده كه حضرت آن را از گفتار پيامبر، صلى الله عليه وآله، نوشته بوده و در آن حوادث و پيشامدهاى آينده بوده، بلكه بنا به گفته برخى از روايات، در آن نوشته، نام تمام فرمانروايان حاكم بر مسلمانها، تا روز قيامت ذكر شده بوده و آن را فرزندش ابو هاشم از وى به ارث برده و نام كسانى را كه از عباسيان حكومت خواهند كرد به اطلاع آنان رسانده است...

اما با اين همه، آنچه در مساله خراسانى و شعيب بهتر به نظر مى رسد، رواياتى است كه مى گويد خروج خراسانى و شعيب همزمان خروج سفيانى و يمنى است، چون اين روايات، منتسب به امامان، عليهم السلام، مى باشد و سندش محكمتر است، بلكه در اين روايات احاديث صحيح (5) السندى نيز مانند روايت ابوبصير از امام باقر، عليه السلام، وجود دارد.

در هر صورت، اين مرحله از حكومت زمينه سازان دولت حضرت، چنانچه ما هم ترجيح داديم، سال قبل از ظهور وى و يا احتمال اينكه شش سال باشد و در هر حال آخرين مرحله حكومت آنهاست، اما آنچه مشكل به نظر مى رسد، شناخت مراحل ديگر دولت آنها قبل از آخرين مرحله آن است و اينكه فاصله بين آغاز حكومت آنان به واسطه مردى از قم و بين خروج سيد خراسانى و شعيب چقدر است؟... اين در حقيقت بخشى مفقود از سلسله روايات مربوط به ايرانيان است كه من در روايات نديدم چه اندازه بوده است.. آرى در برخى از روايات، اشاره هايى در اين زمينه وجود دارد كه بعد از بيان مهم ترين روايات مربوط به حكومت آنان، خواهد آمد.

روايت: آغاز حكومت مهدى، از ايران
از جمله آن روايات، حديثى است كه صراحت دارد، آغاز نهضت حضرت مهدى، عليه السلام، از ناحيه مشرق خواهد بود از امير مؤمنان، عليه السلام، نقل شده است كه فرمود:

آغاز ظهور او از مشرق است، زمانيكه اين امر پيش آمد، سفيانى خروج مى كند. (6)


و از طرفى آنچه كه علما بر آن اتفاق دارند و در روايات به نحو تواتر (7) وارد شده اين است كه ظهور
آن حضرت از مكه است، بنابراين بايد مراد از گفته امير مؤمنان، عليه السلام، كه فرمود: «آغاز نهضت او از ناحيه مشرق است » يعنى آغاز و شروع نهضت وى از مشرق، يعنى ايران است. و همچنين دلالت دارد كه آغاز نهضت آن حضرت، قبل از خروج سفيانى بوده و فاصله بين آغاز امر او و خروج سفيانى، مدتى نه كوتاه و نه طولانى است. زيرا در روايت، هضت حضرت بر خروج سفيانى، با «واو» عطف شده است نه «فاء» و «ثم » كه دلالت بر فاصله داشته باشد، بلكه مى توان گفت اين روايت، اشاره به نوعى ارتباط سببى بين آغاز امر زمينه سازى براى دولت حضرت مهدى، عليه السلام، از سرزمين ايران و بين خروج سفيانى دارد، توجه داشتيد كه جنبش سفيانى صرفا واكنشى است جهت رويارويى با موج فزاينده نهضت اسلامى كه زمينه ساز مقدمه قيام آن حضرت است.

روايت:امت پيامبر و حكومت مردى از اهل بيت
روايتى را كه ابو بصير از امام صادق، عليه السلام، نقل كرده نيز از جمله روايات در اين زمينه است، حضرت فرمود:

اى ابو بصير امت پيامبر، صلى الله عليه وآله، تا زمانيكه خاندان فلان بر مسند حكم هستند هيچگاه به گشايشى نخواهند رسيد تا آنكه فرمانروايى آنان منقرض شود، با تمام شدن آن، خداوند آن را به مردى از اهل بيت ارزانى مى دارد كه روش او بر اساس تقوى و عمل وى هدايتگر مردم است. در مقام قضاوت و حكم بر مردم، اهل رشوه نيست. به خدا سوگند من او و نام او و پدرش را مى دانم آنگاه، آن مرد تنومند و كوتاه اندام كه داراى علامت خال بر صورت و دو نشانه ديگر بر پوست بدن دارد مى آيد، او پيشوايى عادل است كه حافظ و نگاهبان آنچه كه نزد او وديعه گذاشته شده است مى باشد، دنيا را پر از عدل و داد مى نمايد آنگونه كه بدكاران آن را پر از ظلم و جور كرده اند. (8)

اين روايت قابل توجهى است ولى متاسفانه بخش پايانى آن ناقص است، اين روايت را صاحب بحار از كتاب «اقبال » سيد بن طاوس نقل كرده است كه صاحب اقبال در كتابش ص 559 بيان داشته است كه اين روايت را در سال 362 در كتاب «ملاحم » بطائنى ديده است و از آن كتاب اين روايت را نقل كرده اما ناتمام، و در پايان گفتارش گفته است «سپس تمام روايت را نقل كرده است » حال آنكه كامل نقل نكرده است، بطائنى از ياران امام صادق، عليه السلام، بوده و نسخه كتاب وى ناياب است البته ممكن است در كتابهاى خطى ناشناخته در اطراف و اكناف كشورهاى اسلامى در كتابخانه ها وجود داشته باشد.

روايت دلالت دارد كه سيد بزرگوارى از ذريه اهل بيت، عليهم السلام، پيش از ظهور حضرت قائم، عليه السلام، حكومت مى كند و مقدمات دولت آن حضرت را فراهم مى نمايد، مردم را متوجه تقوا و پرهيزكارى مى نمايد و طبق احكام اسلام عمل مى كند، وى اهل سازش و رشوه گيرى نيست، اين سيد كه ذكر آن در روايت آمده احتمال دارد مراد از او امام خمينى باشد.

اما جمله خاندان فلان كه امام فرمود: «تا زمانيكه خاندان فلان بر سر كار باشند» ملازمه ندارد كه مراد از آنها بنى عباس باشند آنگونه كه سيد بن طاوس فهميده است، همينطور در ساير رواياتى كه امامان، عليهم السلام، در آنها تعبير به فلان و آل فلان نموده اند، البته گاهى منظور امامان، عليهم السلام، از اين تعبير، بنى عباس و گاهى خاندانهايى است كه قبل از ظهور حضرت مهدى، عليه السلام، فرمانروايى مى كنند، مثلا روايات متعددى كه بازگو كننده اختلاف بين خاندان فلان و آل فلان، از حكام حجاز است وجود دارد كه آنان بر شخص فرمانروايى از خودشان اتفاق نظر پيدا نمى كنند و بين قبيله ها ايجاد اختلاف مى شود، آنگاه حضرت مهدى، عليه السلام، ظهور مى كند و مانند روايتى كه از امير مؤمنان على، عليه السلام، روايت شده است كه حضرت فرمود:

آيا خبر ندهم شما را به پايان سلطنت خاندان فلان؟ عرض كرديم آرى اى امير مؤمنان. فرمود: كشته شدن بى گناهى در سرزمين حرم از قبيله قريش، سوگند به خدايى كه دانه را شكافت و موجودات را هستى بخشيد بعد از پانزده شب ديگر، سلطنتى برايشان نخواهد بود. (9)

و غير از اين روايت، روايات متعدد ديگرى كه اختلاف بين بنى فلان و يا به هلاكت رسيدن فرمانرواى ظالمى از آنان را بيان كرده است و اينكه پس از آن سفيانى خروج خواهد كرد و يا ظهور حضرت مهدى، عليه السلام، به وقوع مى پيوندد و يا اينكه بيانگر برخى از نشانه ها و پيشامدهاى نزديك ظهور آن حضرت است... بنابراين بايد اين روايت را به غير بنى عباس تفسير نمود زيرا صدها سال پيش، حكومت و فرمانروايى آنها سپرى شده است.

بلكه رواياتى كه بصراحت از بنى عباس نام برده است، حتما بايد مورد بررسى و دقت قرار گيرد. چه اينكه اين روايات از امامان، عليهم السلام، با عبارت «فرزندان فلان » و «خاندان فلان » وارد شده است و شخص راوى آن را به لفظ بنى عباس روايت كرده به اين اعتقاد كه مراد از گفته امام، عليه السلام، از «فرزندان فلان »، بنى عباس مى باشد.

گاهى در روايات ظهور، تفسير به بنى عباس صحيح است زيرا مراد از ذكر نام آنها، روش آنان است كه در نقطه مقابل امامان، عليهم السلام، بوده است، نه اينكه مراد شخص آنها و فرزندان و يا ذريه آنان باشد... البته بندرت نياز به چنين تفسيرى پيدا مى كنيم زيرا در اغلب روايات تعبير به فرزندان و خاندان فلان شده است.

به هر حال، منظور از خاندان فلان در روايت مورد بحث كه فرمود: «تا زمانيكه خاندان فلان بر مسند حكم باشند، تا اينكه فرمانروايى آنان منقرض شود، با تمام شدن آن خداوند آن را بر مردى از اهل بيت قرار مى دهد» حكام ظالم و ستم پيشه، غير از بنى عباس است كه سيد موعود، بعد از آنان ظاهر مى شود و قبل از ظهور حضرت مهدى، عليه السلام، با عدالت حكمرانى مى كند.

اما لفظ «آنگاه، آن مرد تنومند كوتاه اندام كه داراى علامات خال بر صورت و دو نشانه ديگر بر پوست بدن دارد، پيشوايى است عادل » حكايت از اين دارد، بعد از آن سيد كسى خواهد آمد كه مفهوم آن اين است كه آن شخص حضرت مهدى، عليه السلام، است و هم اوست كه داراى اين نشانه هاست، چنانكه در اوصاف حضرت آمده است. اما صفت «مرد تنومند كوتاه قد» بر آن حضرت تطبيق نمى كند. زيرا در مجموعه روايات، آن حضرت بلند قامت و موزون ياد شده است، بعيد نيست كه يك بخش و يا بيشتر از اين روايت، در اثر نقل سيد بن طاوس و يا ديگرى از راويان، افتاده باشد. و اين مرد تنومند و كوتاه اندام، بعد از سيد مورد نظر مى آيد و برخى از صفات ديگرش از روايت افتاده است، بدين سان نمى توانيم در اتصال زمان اين سيد مورد نظر را به زمان ظهور حضرت مهدى، عليه السلام، از اين روايت استفاده كنيم.


پى نوشتها:

1. المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج 52، ص 63.

2. ابن حماد المروزى، الو عبدالله نعيم، الفتن، (نسخه خطى)، ص 84 و قريب به همين مضمون در ص 74.

3. المجلسى، محمدباقر، همان، ص 210.

4. المجلسى، محمدباقر، همان، ص 232.

5. روايت صحيح آن است كه تمام راويان آن ثقه و مورد اعتماد باشند.

6. المجلسى، محمدباقر، همان، ص 252، به نقل از: ابونعيم الاصبهانى، احمد، الاربعون فى المهدى.

7. متواتر، خبرى است كه راويان آن به حدى برسد كه عادتا محال است اهل كذب باشند و اين در همه طبقات راويان بايد ثابت باشد.

8. المجلسى، محمدباقر، همان، ص 269.

9. همان، ص 234.

 


 

ماهنامه موعود شماره 13

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 16:41  توسط منتظر | 
ابولؤلؤ تعطیل شد؛ mbc را چه کسی برمی چیند؟
س. ع. حسينی عارف

مرقد منسوب به «فیروز ابولؤلؤ» قاتل خلیفه دوم، همواره به عنوان پاشنه آشیل جمهوری اسلامی ایران در بحث وحدت اسلامی مطرح بوده است. این که مقبره‌ای موهوم در شهر کاشان، ابزار ایجاد تفرقه بین برادران یک امت گردد، ابدا پدیده ای مورد تأیید نیست و موارد مشابهی از آن که سرانجام از دیگ پلوی سفارت انگلستان سر در آورده است مکررا در تاریخ غم انگیز معاصر دیده شده است.


ازاینرو، برداشتن این مانع از سر راه وحدت اسلامی ـ که آرزوی دیرین بزرگان دین و پیشوایان آیین از جمله پرچمدار بزرگ یکپارچگی مسلمانان حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیهما السلام بود ـ امری لازم به نظر می رسید که سر انجام با افت وخیزهای فراوان حاصل شد ؛ اما ...


گفتار ما اكنون بر سر همین «اما» است:


اهل سنت را اینک می‌توان به دو گروه عمده تقسیم کرد؛ اکثریتی که دل در گرو محبت اهل‌بیت (ع) دارند و حتی در صورت امکان، به زیارت اماکن متعلق به آنان می‌شتابند و از تندروی‌ها و بدعت‌های وهابیون نیز سخت متنفراند ؛ و اقلیتی که مدام بر طبل تفرقه می‌کوبند وبا بافته‌هایی غرض‌ورزانه، سعی در جدا کردن یک چهارم مسلمانان از پیکره عظیم امت دارند.


این دو گروه، در برخورد با حقایق تاریخی و مفاهیم مذهبی نیز دو نوع عکس‌العمل از خود نشان می‌دهند:

گروه اول، از باب «الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه» به سخنان و دفاعیه های برادران شیعه خویش گوش فرا می دهند و پس از آن که فهمیدند خزعبلاتی همچون "تحریف قران" ، "خان الامین" ، "تکفیر صحابه صدیق" و... تهمت هایی بیش نیست، با روی گشاده خواستار اطلاعات بیشتری درمذهب اهل بیت (ع) می شوند و چه بسیار از آنان که در دل و باطن، شیعه هستند اما به لحاظ آموزشی که از کودکی، همچون نقشی بر حجر، در ذهن آنان حک شده است برایشان قابل باور نیست که مثلا جمعی از نزدیکترین یاران پیامبر (صلی الله علیه و آله) آن تعامل معهود را با جگرگوشه وی (سلام الله علیها) کرده باشند.

اما گروه دوم ، از باب «و ما یزیدهم الا نفورا» نه تنها به حرف حق گوش فرا نمی دهند و اگر هم بدهند در آنان تأثیری ندارد ، بلکه صراحتا نیز ما را مخاطب قرار داده‌اند که: «شما اول مسلمان شوید سپس با ما گفتگو کنید» و البته مسلمان شدن از دیدگاه آنان، اعتقاد به مفاهیم خشکی است که یک سر آن از افراط طالبان در می آید و سوی دیگرش به اندیشه های سکولار و لائیک عرب‌های متغرب کشیده می‌شود.

 تأسف بارتر اینکه این گروه دوم، هم اکنون بر بخش عظیمی از منابع ثروت و قدرت منطقه چنبره زده‌اند و با استفاده از انواع فتنه‌ها و دسایس و ابزار تلاش می‌کنند که پیام پیروان مکتب اهل‌بیت به گوش کسی نرسد. اينان بويژه پس از پيروزي الهی حزب الله شيعه در جنگ 33 روزه، شمشير را از رو برای جهان تشيع بسته است و سراسيمه به هر دری می‌زند تا مانع از گرويدن روزافزون فطرت‌های‌ پاك به مذهب اهل‌بيت (ع) گردند.

صدور فتواهای عجیب و غریب (نظیر آنچه سال گذشته علیه حزب الله لبنان و در واقع در حمایت از رژیم صهیونیستی صادر شد)، مسلح کردن گروه های تکفیری، اعزام نیروهای دولتی همراه با سلاح های سازمانی ارتش ان کشور به عراق برای کشتار شیعیان، چاپ و توزیع کتب ضالّه، ایجاد سایت های منحرف کننده و سرانجام اقدام جدید در سوء استفاده از هنر بصری و ابزار سینما و درام برای لکه دار کردن شیعیان، نمونه هایی از آن تلاش است.

در خبرها آمده است که شبکه mbc– متعلق به افراد منسوب به خاندان آل سعود – دست اندرکار پخش سریال موهنی در ماه مبارک رمضان امسال است که در واقع کتاب مصوری از افترائات وهابی است و وقيحانه‌تر اينكه از يكی از القاب قرآنی حضرت صديقه طاهره (س) براي نام‌گذاری شخصيت زن فاسد فيلم استفاده كرده‌اند. پخش این سریال می تواند علاوه بر ایجاد موجی از نارضایتی در بین پیروان اهل بیت و مسلمانان منصف، زمینه ای برای درگیری های خونین بعدی شیعه و سنی نیز گردد.

هم اکنون سؤال افکار عمومی این است: در مقابل قدم های مثبتی که جمهوری اسلامی ایران در جهت تقریب مذاهب و رفع تفرقه در بین امت اسلامی برداشته است دیگران چه کرده اند؟ آیا اخیرا یکی از زعمای اهل سنت یا رهبران حکومت های عربی، روز، هفته، ماه یا سالی را به عنوان «وحدت اسلامی» یا «انسجام اسلامی» مزین کرده است؟

آیا تا کنون، سران کشورهای عرب یا مفتیان سنی از فرصت شگرفی همچون کنگره عظیم حج، برای ایجاد محبت و الفت بین برادران دینی بهره برده است؟ آیا هیچ حزب یا رهبر سنی مذهب سیاسی در کشورهای دنیا برای برگزاری مراسم هفته وحدت و یا برگزاری همایشها و کنفرانس های وحدت اسلامی پیش قدم شده است؟ آیا در دیگر کشورهای منطقه، آزادانه کرسی های مجلس و پارلمان به اقلیت شیعی اختصاص داده شده است؟ و ...

وجدان های آگاه و چشمان تیز بین هواداران اندیشه اندیشه تقریب و دلسوزان امت اسلام، ا کنون بی‌صبرانه منتظراند ببینند در مقابل اقدام ایران برای امحاء مقبره‌ای که به نظر نخبگان اهل تسنن تخریب کننده وحدت بود، چه اقدام مثبتی از سوی کشورها و مجامع اسلامی سنی براي تقويت اين وحدت صورت خواهد پذیرفت؟ آیا آنها مثلا با ایجاد فشار برروی جناح افراطی علمای سعودی، حکم بازسازی مراقد مطهر ائمه اطهار در بقیع را خواهند گرفت؟ آیا آنان با هدف جلوگیری از احساسات پاک میلیون‌ها پیرو اهل‌بیت، از پخش سریال موهن مذکور و فیلم هایی از این دست ممانعت خواهند کرد؟ و ...

سخن آخر نیز با دولتمردان عزیز جمهوری اسلامی است ؛ مخصوصا با رییس جدید مجلس خبرگان رهبری که بحمدالله هم سوابق علمی، سیاسی و انقلابی درخشانی دارد، هم بر مسند مدیریت رسمی‌ترین نهاد فقاهتی شیعه تکیه زده است و هم در بین برخی از صاحب منصبان عربی منطقه دارای نفوذ و اعتبار است: انتظار تمامی اتباع خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام در سراسر جهان از شما این است که در کنار تلاش ضروری خویش برای زدودن بهانه های تفرقه در داخل، رایزنی‌ها و چانه‌زنی‌های خود با دولت‌های منطقه را برای مهار آن «زنگیان مست تیغ به دست» و قطع حمایت های مادی و معنوی از آنان، شدت بخشید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 12:39  توسط منتظر | 
نشانه های ظهور بخش عمده ای از روایات مربوط به امام مهدی (عج) را به خود اختصاص داده است و براساس احادیث ما این نشانه ها به دو بخش نشانه های حتمی و غیر حتمی تقسیم می شوند. از میان نشانه های حتمی، قیام سفیانی مهم ترین آنهاست و حدود یکصد روایت دربارۀ آن وجود دارد. 

پژوهش پیرامون این موضوع از جهات مختلفی مهم و ضروری است، به عنوان نمونه یکی از اساسی ترین اهداف جنبش سفیانی، حمله به مناطق شیعه نشین است و کیان تشیع به شدت از جانب سفیانی مورد تهدید قرار می گیرد. 

بنابراین به جاست از ابعاد و زوایای این موضوع آگاه باشیم و برای مواجهۀ هر چه بهتر با آن به شکل مناسب برنامه ریزی کنیم. از طرف دیگر قیام سفیانی یک رخداد محدود نیست تاثیرگذاری بر معادلات جهانی، دگرگون کردن جغرافیای سیاسی دنیای اسلام، و از همه مهم تر اعلان جنگ علنی بر علیه امام مهدی (عج) بخش های دیگری از این رخداد است که تحقیق پیرامون آن را ضروری کرده است. 
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 18:53  توسط منتظر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
قائم آل محمد (عجل الله تعالی فرجه وشریف) انشالله ظهورشان نزدیک است چرا که
لشکر سفیانی در حال تجهیز است سران کشورهای مرتجع عرب همدوش با استکبار جهانی ستیزی آشکارا با امت حزب الله آغاز کرده اند
از سویی پیشرفت ایده و اعتقادات حق طلبانه یاران حضرت مهدی(عج) در بین ملل محروم در حال گسترش است
در این میان وظیفه حساس منتظرین مهدی اهمیت خاصی را ایجاد کرده است

نوشته های پیشین
اسفند 1387
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
پیوندها
او با سپاهی از شهیدان می آید
هیئت محبان جواد الائمه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM